تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
عزیزان برای درک و یافتن خود از اولین مطلب وب دنبال کنند، از پست: " از من تا خدا راهی نیست جز من ... "


۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۶ ثبت شده است

با توجه به چند مطلب قبل آیا متوجّه شدید یعنی چه که گفته شده: 

      روح یا حقیقت انسان در حین استقرار در منزل اصلی خود، در مراتب نازله‌ی خود محدود و محجوب شده تا مرحله‌ای که در واقع از آن حقیقت خبری نیست؟ 

و آیا معلوم شد یعنی چه که انسان دارای دو چهره است، یکی چهره‌ی قدسی والهی و یکی هم چهره‌ی اسفل‌سافلی؛ که در تنزّل به‌سوی اسفل‌ سافل، از آن چهره‌ی اصلی نبریده و جدا نشده است.


      نفس انسان بین روح که مخلوق بی‌واسطه‌ی حق است   و جسم قرار دارد. 

          یعنی نه نور محض است، نه ظلمت محض، و به همین جهت هر صفت الهی را به صورت خاص و مبهم دارا است.

      به وسیله‌ی نفس یا خیال، مقام عالی وجود و مقام دانی وجود به یکدیگر می‌پیوندد و در مرتبه‌ی نفس انسانی، نورانی و ظلمانی یکی می‌شوند. 

پس به خودی خود نفس یا خیال انسان؛ نه عالی است و نه دانی؛ نه روح است و نه جسم، ولی ممکن است در ظلمات دنیای مادی سقوط کند و به مقامی دون مقام انسانیت فرو افتد. 

چنانچه پیامبر خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمود: « اَلنّاسُ نِیامٌ فَاِذا ماتُوا انْتَبِهُوا» 

یعنی مردم هم اکنون که در این دنیا هستند در خواب‌اند و چون مُردند، بیدار می‌شوند. 

      پس در حالت اولیه مردم در یک بِیْنابِیْنی به‌سر می‌برند، مگر این‌که با نور روح، ظلمت خود را از بین ببرند.




۴ ۲ ۱۳۴

۴ ۲ ۱۳۴


آنچه در بدن انسان دمیده شده، صورت تنزّل‌یافته روح است.

     و نباید فراموش کرد که وقتی موجودی یا حقیقتی در مرتبه پایین‌تری تنزّل می‌کند، مرتبه‌ی اصلی و صورت اولیه‌ی آن به جای خود محفوظ است،

 و در عین اینکه همان موجود و یا همان حقیقت در مرتبه‌ی اصلی خود بوده و صورت اصلی خود را دارد، در صورت پایین‌تر و در مرتبه‌ی پایین‌تری هم تجلّی می‌کند و صورت بعدی هم در حقیقت جلوه‌ای از صورت اصلی آن حقیقت است. 


در مراتب طولیِ تجلّیات یک موجود، هر اندازه که پایین‌تر بیاییم، به همان اندازه چهره‌ی اصلی و صورت اولیّه موجود را ضعیف‌تر و محدودتر خواهیم یافت و به‌عکس آن، در رجوع و برگشت، در اوایل مراتب طولی، چهره‌ی اصلی و صورت اولیّه موجود را کمی روشن خواهیم یافت و هراندازه بالاتر برویم، چهره‌ی اصلی موجود را بیش از پیش یافته و با آن بیشتر آشنا خواهیم شد 

و اگر همه‌ی مراتب تجلّی را پشت‌سر بگذاریم، با چهره‌ی اصلی‌اش روبه‌رو خواهیم شد.


اگر مطلب را به راحتی نمی‌فهمید 

به خاطر آن است که باید از اولین مطلب و بحث وبلاگ دنبال کنید.



۰ ۱ ۹۰

۰ ۱ ۹۰


وه، چـــه بی‌رنگ و بی‌نشــــان کـه منــــم
کــی بــــدانـم مــــــــرا چــنان کـه منـــم

خودم چی هستم ؟
تنم خودم هستم ؟ این که تن است !
فکرم خودم هستم ؟ یا خودی هست که فکر می کند ؟
این فکر حجابی شده که نتوان خود را دید.

گر به ظاهر آن پری پنهان بود *** آدمی پنهان تر از پریان بود


مقصود از شناخت نفس ناطقه که در این وبگاه دنبال می‌شود،

نفس‌شناسی به صورت مفهومی یا فلسفی و اخلاقی نیست؛



بلکه توجهی است حضوری و شهودی به خودِ پنهان

و به همین جهت رویکرد اصلی ما در این وب عبور از علم حصولی به نفس است و نظر به تجربه‌ی خویشتن خویش دارد آن هم به علم حضوری.


ــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت:

پس تعجب نکیند اگر با دنبال کردن مطالب این وب چیزی را یافتید که تمام وجود شماست و همیشه دنبال آن بوده اید اما آنچه را یافته اید نمی تواید انتقال دهید و به دیگران هم یاد بدهید چون به علم حضوری است .


_____________

نکته خیلی مهم :
عزیزان چنانچه عنایت دارید مطالب به صورت حلقه‌های پیوسته می‌باشد؛
لذا از دوستان تمنا داریم برای درک و یافتن خود از اولین مطلب وب شروع کنند، از پست: " از من تا خدا راهی نیست جز من ... "
تا درک مطالب حاصل شود.