تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
عزیزان برای درک و یافتن خود از اولین مطلب وب دنبال کنند، از پست: " از من تا خدا راهی نیست جز من ... "


۵ مطلب با موضوع «جایگاه قرآنی معرفت النفس» ثبت شده است

وقتی روشن شد هر قدر موجود مجردتر است، حاضرتر است، و خداوند متعال که عین تجرد است پس عین حضور است. 

      متوجه می‌شویم که چرا هر انسانی احساس می‌کند با همه ی خداوند در ارتباط است و می‌بیند که اصلاً خداوند تماماً با اوست و او هم تماماً می‌تواند با خدا باشد. 

می‌یابد که تمام خدا را دارد و اصلاً احساس می‌کند که تمام خدا با او روبه‌روست و ارتباط او با خدا یک ارتباط شخصی است. 

گویا خدا فقط خدای اوست و به‌اصطلاح هرکس خدای شخصی خود را دارد. 

        چون خداوند مجرد مطلق است، و موجود مجرد همه‌اش همه جا هست و خداوند که تجردش مطلق است بیش از همه ی مجردات نزد هرانسانی به تمامه حاضر است، 

               مگر این‌که انسان توجه خود را به غیر خدا برگردانده باشد و در واقع خودش را از خدا دور کرده‌باشد، در حالی‌که خداوند از همه چیز به او نزدیک‌تر است و در همین رابطه خداوند به پیامبرش می‌فرماید: 

       «اگر بند‌گانم سراغ مرا از تو گرفتند، من که نزدیکم و جواب هرکس که مرا بخواند می‌دهم» (آیه 186 سوره بقره ) 

حتی نمی‌گوید: ای پیامبر بگو من نزدیکم، تا در این حال وجود اقدس پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» واسطه باشد، 

            بلکه می‌گوید: «فَاِنّی قَریب» من نزدیکم.


حالا بهتر این شعر را می‌فهمیم :

از من تا خدا راهی نیست جز من






۱ ۰ ۵۸

۱ ۰ ۵۸


شما در خواب با این‌که این بدن در رختخواب است، چشم دارید و می‌بینید، دست دارید و چیزها را در خواب می‌گیرید، گوش دارید و می‌شنوید، دهان دارید و حرف می‌زنید و.....؛


 پس حیات انسان مربوط به این تن نیست. از طرفی در رؤیای صادقه بدون این بدنِ مادی، در صحنه‌هایی واقعی حاضر می‌شوید که هنوز با این بدن به آن صحنه‌ها نرسیده‌اید،


 یعنی در واقع این بدن از جهتی مزاحم ادراک ماست، و در خواب که تا حدی از این بدن آزاد شده‌ایم ادراک ما تا آینده هم سیر می‌کند و به همین جهت هم قرآن می‌فرماید: در قیامت که پرده‌ها از چشم‌ها برداشته شد، شما بیناترید. « فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطائَکَ فَبَصُرَکَ الْیَوْمَ حَدید »[آیه 22 سوره ق] 


یعنی در قیامت پرده‌ها را از چشم تو کنار می‌زنیم و چشم شما تیز بین‌تر می‌شود. چون بیننده‌ی حقیقی چشم نیست، و لذا وقتی روح انسان این بدن را رها کرد بهتر به آینده و گذشته می‌تواند نظر بیندازد.

 


۳ ۳ ۸۰

۳ ۳ ۸۰


در فرهنگ قرآن ، خواب ، مرگ موقت نسبی است .

انسان با خواب حقیقتاً می میرد ، نه مجازاً ؛

لیکن مرگش نسبی و موقت است ؛ نه مطلق .


آیت الله جوادی آملی

تفسیر تسنیم ج 40 / 107


۲ ۳ ۲۳۱

۲ ۳ ۲۳۱


در قرآن از خواب‌هایی نام برده است که از رابطه‌ای بین آنچه شخص در خواب با آن روبه‌رو می‌شود و بین عالَم خارج حکایت دارد. 

  مثل خواب حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» نسبت به ذبح فرزندشان(105/صافات)، 

و یا رؤیای حضرت یوسف«علیه‌السلام»، 

و یا رؤیای دو رفیق هم‌زندانی حضرت یوسف«علیه‌السلام»، 

و یا رؤیای پادشاه مصر، 

و یا رؤیای رسول‌خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در رابطه با فتح مکه (27/فتح)؛ 

که تمامی این رؤیاها چنانچه مستحضرید رابطه‌ای با عالَم خارج دارد و صرف خیالات افراد نیست.


_______________________

     با این‌همه رؤیا؛ امری است ادراکی که قوه خیال در آن مؤثر است و اگر قوه خیال تحت تأثیر شدید عالَم خارج باشد، آن خیالات در رؤیا دخالت‌های شدید می‌کند. همچنان‌که صفات روحی شخص مثل عداوت و عجب و تکبر و حرص‌ و طمع در خیالاتش تأثیر می‌گذارد.

 لذا اکثر رؤیاها؛ تحت تأثیر تخیلات نفسانی است. 

تخیلات نفسانی نیز تحت تأثیر همین عوامل طبیعی یا اخلاقی است که نفس را به تصور آنها واداشته است. 

پس در حقیقت نفس همان تأثیرات را در خودش حکایت می‌کند و حقیقت دیگری ندارد. 

بنابراین هر رؤیایی، حقیقت نیست هرچند هر رؤیایی تعبیری داردکه تعبیر آن، عوامل طبیعی و یا عوامل اخلاقی هستند. 

                    ولی رؤیاهایی هم هست که با حوادث خارجی و حقایق عالَم وجود ارتباط دارند.


۰ ۲ ۱۴۵

۰ ۲ ۱۴۵



     قرآن می‌فرماید: 

« اَللهُ یَتَـوَفَّی‌الاَنْفُسَ حینَ مَوْتِـها، وَالَّتی لَمْ تَمُتْ فی مَنامِها، فَیُمْسِکُ الَّتـی قَضَی عَلَیْهَـاالْمَوْتُ وَ یُرْسِـلُ الاُخْری اِلی اَجَلٍ مُسَمّیً، اِنَّ فی ذلِکَ لَایاتٍ لِقَـوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ »(زمر/42)

 یعنی خداوند جان‌ها را در هنگام مرگ تماماً می‌گیرد، و آن جانی‌ هم که بنا نیست بمیرد، در هنگام خواب می‌گیرد، پس آن‌ کسی که مرگ برایش مقدّر شده، چون گرفته شد دیگر برنمی‌گرداند و آن دیگری که در خواب گرفته شده و مرگ برایش مقدر نشده، برای مدتی به بدن باز می‌گردد. و این مسئله گرفتن جان‌ها هنگام مرگ و خواب - برای اهل تفکر نشانة مهمی از حقیقت است.

    پس متوجه می‌شوید که در هنگام خواب، خداوند ما را تماماً می‌گیرد، در حالی که تن ما هنگام خواب در رختخواب است و لذا از نظر قرآن هم معلوم می‌شود که تن  ما در حقیقتِ ما دخالت ندارد. 


سوالی که ممکن است ذهن عزیزان را به خود در گیر کند این است که پس تفاوت مرگ و خواب در چیست اگر هر دو گرفتن تمام است ؟

یا به عبارت دیگر در خواب قلب انسان و همچنین دیگر اعضاء تن او کار می‌کند ولی در خواب تمام این‌ها از کار می‌ایستد و  این تفاوت که بین آن دو است باعث این نیست که درخواب تماما گرفته نشود ؟


پاسخ این سوال ان شاء الله در پست های بعدی داده می‌شود .


۱ ۴ ۱۳۷

۱ ۴ ۱۳۷


وه، چـــه بی‌رنگ و بی‌نشــــان کـه منــــم
کــی بــــدانـم مــــــــرا چــنان کـه منـــم

خودم چی هستم ؟
تنم خودم هستم ؟ این که تن است !
فکرم خودم هستم ؟ یا خودی هست که فکر می کند ؟
این فکر حجابی شده که نتوان خود را دید.

گر به ظاهر آن پری پنهان بود *** آدمی پنهان تر از پریان بود


مقصود از شناخت نفس ناطقه که در این وبگاه دنبال می‌شود،

نفس‌شناسی به صورت مفهومی یا فلسفی و اخلاقی نیست؛



بلکه توجهی است حضوری و شهودی به خودِ پنهان

و به همین جهت رویکرد اصلی ما در این وب عبور از علم حصولی به نفس است و نظر به تجربه‌ی خویشتن خویش دارد آن هم به علم حضوری.


ــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت:

پس تعجب نکیند اگر با دنبال کردن مطالب این وب چیزی را یافتید که تمام وجود شماست و همیشه دنبال آن بوده اید اما آنچه را یافته اید نمی تواید انتقال دهید و به دیگران هم یاد بدهید چون به علم حضوری است .


_____________

نکته خیلی مهم :
عزیزان چنانچه عنایت دارید مطالب به صورت حلقه‌های پیوسته می‌باشد؛
لذا از دوستان تمنا داریم برای درک و یافتن خود از اولین مطلب وب شروع کنند، از پست: " از من تا خدا راهی نیست جز من ... "
تا درک مطالب حاصل شود.


دنبال کنندگان بیانی