تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
عزیزان برای درک و یافتن خود از اولین مطلب وب دنبال کنند، از پست: " از من تا خدا راهی نیست جز من ... "


۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نفس» ثبت شده است

نفس انسانی فوق زمان و مکان است و در همین راستا است که در بدن، مکان برایش مطرح نیست. و در عین اینکه حضورِ«کامل» در بدن دارد، در مکان خاصی از بدن جای ندارد، زیرا مجرد از ماده است.


_______________________

    ملاحظه کردید که نفس در رؤیای صادقه، بدون بدن در صحنه‌هایی حاضر می‌شود که بعداً آن صحنه‌ها در زمان خاص و مکان خاص ظاهر می‌گردد، یعنی نفس، خارج از محدودیت زمانی و مکانی با حادثه روبه‌رو می‌شود و این است معنی فوق زمان و مکان بودن نفس.   


۱ ۲ ۴۶

۱ ۲ ۴۶


برای آنکه چیزی اصل قرار بگیرد باید تمام شبهات ترد شوند 

                           ( صرف قبول کافی نیست)


وقتی دست قطع گردد من خودم،  خودم نیستم ؟

                                          چقدر از خود من کم می‌شود ؟


احساس نمی‌کنم که کم شده ام . 

            چرا که وقتی تن من کم بشود،  چیزی از منم کم نمی‌شود.

 

      تن در من هیچ اثری ندارد .


۰ ۰ ۴۲

۰ ۰ ۴۲


انسان یک تن دارد و یک من .


که حقیقت او همان (من) یا (نفس)  اوست و همه ادراکات، مخصوص و مربوط به نفس است .


_____________________

پی نوشت :

در محاورات فارسی زبانان (من) ، (نفس) ، (روح)  ؛ به یک معنا به کار می رود. و در این نوشته هم از آن محاورات سرپیچی نشده است.

ولی قرآن نفس را به جای (من) انسان یا (جان) او به کار می برد .


پی نوشتی دیگر :

     ما د راین پست ادعای خود را مطرح کردیم. تا عزیزان در آن تامل و تفکر بفرمایند، تا وقتی خواستیم باهم دیگر این ادعا را بیابیم در یافتن راحت تر باشیم .

لذا در پست های بعدی هدف یافتن و باور این ادعا است.

البته چنانچه قبلا هم گفته شده در یافتن ما استدلال و برهان به بحث نمی آوریم که پای بحث ما را بگیرد و پایین بکشد.


۲ ۰ ۱۱۳

۲ ۰ ۱۱۳


معرفت نفس علمی است که با «نظر کردن» به معلومِ حضوری و وجودی، برای انسان حاصل می‌شود 

       و نه با «فکر کردن» در باره ی معلوم حصولی. 


و فرق زیادی است بین «نگاه کردن» به حقیقتِ چیزی و بین «خبردار شدن» از آن حقیقت. 


همچنان‌که فرق زیادی است بین دیدن کثرت‌ها در آیینة وحدت، و بین سرگردانی در مجموعة کثرت‌ها، بدون جمع دیدن آنها در یک وحدت حقیقی معنوی، 

       و در نتیجه دور ماندن از ارتباط با حقیقت این کثرات.

    


۱ ۰ ۷۶

۱ ۰ ۷۶


بزرگترین بلا که در این زمانه بر سر بشر آمده همین ناخود را خود گرفتن است و از خود باز ماندن است.

                         اصالت را به ماهیات داده ایم و از وجود باز مانده ایم.


با همه چیز برخورد ماهوی داریم؛  حتی خدا !!!


خدا ماهیت ندارد ..... نمی توان با ذهنی که در گیر ماهیت هاست در مواجهه با خدا به صورت حقیقی برخورد کرد.

                                                      لذا خدای ما هم ماهوی است.


۲ ۰ ۱۲۶

۲ ۰ ۱۲۶


بیزارم از این کهنه خدایی که تو داری *** هر روز مــرا تازه خدایی دگر هست


وقتی نمی‌توانیم با خودمان ارتباط برقرار کنیم؛ چگونه توقع ارتباط با دیگران  بقیه عالم را داریم ؟؟!!


تا عالم عوض نشود نصیحت‌ها شنیده می شود؛ ولی اثری ندارد.



۱ ۱ ۷۳

۱ ۱ ۷۳


وه، چـــه بی‌رنگ و بی‌نشــــان کـه منــــم
کــی بــــدانـم مــــــــرا چــنان کـه منـــم

خودم چی هستم ؟
تنم خودم هستم ؟ این که تن است !
فکرم خودم هستم ؟ یا خودی هست که فکر می کند ؟
این فکر حجابی شده که نتوان خود را دید.

گر به ظاهر آن پری پنهان بود *** آدمی پنهان تر از پریان بود


مقصود از شناخت نفس ناطقه که در این وبگاه دنبال می‌شود،

نفس‌شناسی به صورت مفهومی یا فلسفی و اخلاقی نیست؛



بلکه توجهی است حضوری و شهودی به خودِ پنهان

و به همین جهت رویکرد اصلی ما در این وب عبور از علم حصولی به نفس است و نظر به تجربه‌ی خویشتن خویش دارد آن هم به علم حضوری.


ــــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت:

پس تعجب نکیند اگر با دنبال کردن مطالب این وب چیزی را یافتید که تمام وجود شماست و همیشه دنبال آن بوده اید اما آنچه را یافته اید نمی تواید انتقال دهید و به دیگران هم یاد بدهید چون به علم حضوری است .


_____________

نکته خیلی مهم :
عزیزان چنانچه عنایت دارید مطالب به صورت حلقه‌های پیوسته می‌باشد؛
لذا از دوستان تمنا داریم برای درک و یافتن خود از اولین مطلب وب شروع کنند، از پست: " از من تا خدا راهی نیست جز من ... "
تا درک مطالب حاصل شود.


دنبال کنندگان بیانی